|
وقتی ۱۵ سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم …صورتت از شرم قرمز شد و سرت رو به زیر انداختی و لبخند زدی… وقتی که ۲۰ سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم سرت رو روی شونه هام گذاشتی و دستم رو تو دستات گرفتی انگار از این که منو از دست بدی وحشت داشتی… وقتی ۴۰ ساله شدی و من بهت گفتم که دوستت دارم تو داشتی میز شام رو تمیز می کردی و گفتی. باشه عزیزم ولی الان وقت اینه که بری تو درس ها به بچه مون کمک کنی…
پرسید کدام راه نزدیکتر است؟ پرسیدم به کجا؟ گفت به خلوتگاه دوست
مردی به همسرش این گونه نوشت: |
About![]()
سلام..این اولین وبلاگم هست که درست کردم. اگه بدی توش دیدید به بزرگی خودتون ببخشید. از نظرات شما در باره این وبلاگ با تمام وجود استقبال می کنم....ممنون..مهسا Specific
قالب ساز
خفن کده
طراح قالب
گالری قالب
انتخاب قالب برتر
کد قالب لایت
قالب های ایران تم
LinkDump |