عشق...
عشق خودش خواهد آمد :نمی توان از آن فرار کرد...
عشق خودش آهسته آهسته در گوشه ای می آید
ودر گوشه قلب مهربانت آرام و بی صدا می نشیند
وتو متوجه اش نخواهی بود
وبعد ذره ذرره قلبت را پر می کند
کمکم مثل ساقه گیاه در تمام جانت می پیچد...
وریشه می دواند.بدو آن بی آن نمی توان تنفس کنی ...
<<این عشق است که حیات عاشق را تشکیل میدهد
وگرنه
معشوق بهانه است>>
+ نوشته شده در یکشنبه سوم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 19:3 توسط مهساي زيبا
|